دنیا اینجورییه دیگه...

دنیا اینجورییه دیگه

اگه گریه کنی میگن کم اورده

بخندی میگن دیونست

دل ببندی تنهات میزارن

عاشق بشی دلتو میشکنن

بااین وجود باید لحظه هایی راگریست

دمی راخندید

ساعتی رادل بست

وعمری راعاشقانه زیست...

روزت مبارک مادرخوبم...

مهربان پروردگار من

می دانم حتی دست خالی برگشتن از درگاهت

بی حکمت نیست...

نا امیدنشو...

ریشه از سنگ قویتره.

موفقیت زمان میبره....

پس ایمانت رو نباز و ناامید نشو..

هرگز

هرگز شادي آدمها را از ميزان خنده هايشان نسنجيد

هرگز تنهايي آدمها را از تعداد دوستانشان قضاوت نكنيد

هرگز تحمل آدمها را از ميزان ايستادگي شان تخمين نزنيد

هرگز...

دریا باش دربرابرمشکلات

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس بیاد موندنی بده .

راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .

شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم به زحمت ...

 

ادامه نوشته

وجود زن

یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه میکنی؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه

گفت: من نمی‌فهمم. مادر گفت: تو هیچ‌گاه نخواهی فهمید. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید که

چرا مادر بی‌دلیل گریه میکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگوید: تمام زنان برای «هیچ چیز» گریه

میکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل شد ولی هنوز نمی‌دانست که چرا زنها بی‌دلیل

گریه میکنند.

ادامه نوشته

خدایا یاریم کن تا اگر چیزی شکستم

دل نباشد...

لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد
لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده، بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد
لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی
لحظه هایی هست که سخت، خسته می شوی از دست کسانی که حرف هایت را نمی فهمند و باز چیزی نمی گویی
لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی، سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی
لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی از هر چه درد، ولی باز نمی توانی...
و
لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست. لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست...

 

IMG_0464_r.JPG

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی نداره

خوشبخت کسیست که بامشکلات

مشکلی نداره...

 

بعضیها

گاهی اوقات فکر کردن به "بَــعضیــ هــا" ناخودآگاه


لبخندی روی لبانت می نشاند...


چقدر زیباست این لبخند های بیگاه؛


و چه دوست داشتنی اند؛


این
"بَــعضیــ هــا"

مادر

پگاه فرا رسید...

خداوند فرشتگان را فرا خواند و گفت:

"میخواهم برای انسان‌‌٬این نخستین زوج آفرینش موجودی بیافرینم"

فرشتگان بی درنگ لبخند بر لبانشان نشست...

شعفناک و نا شکیب از خداوند پرسیدند:"نامش چیست؟"

کودک

"

ادامه نوشته