مرد اول از او

فراوان تشكر می كند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند.

همین كه به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می

كند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل

مسجد خودداری می كند. مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تكرار می كند و

مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می كند كه چرا او نمی

خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان

هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می

دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم كه باعث زمین

خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز كردید و به

راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار

دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در

خانه نكرد، بلكه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان

افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم كه اگر یك بار دیگر باعث زمین خوردن

شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهكده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من

سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.